“مدتها پیش، در کهکشان بسیار دور، خیلی‌دور …” “بهترین زمانها بود، بدترین اوقات بود ….” “با من تماس بگیرید ….”

برای بسیاری از ما، این خطوط، این قطعه‌ها، بلافاصله تصاویری را در ذهن ایجاد می‌کنند. تاکنون به چرایی آن فکر کرده‌اید؟ باید بگوییم که ما داستان‌های دنباله‌دار را به خاطر می‌سپاریم. مطمئنا برای شما هم این اتفاق رخ داده که داستان‌های زیادی را از دوران کودکی خود به خاطر دارید. به خاطراتی که دارید فکر کنید. آیا بسیاری از آن‌ها به رویدادی که “آن را تجربه کردید” یا داستانی که برای شما گفته شده، وابسته نیستند، چه توسط دوست، کتاب و چه فیلم؟ و آیا این خاطرات به دلیل عواطفی که بدنبال دارند، زنده نیستند؟

یک داستان خوب همواره خاطراتی را ایجاد می‌کند.

اگر یک کپی‌رایتر هستید (یا در نظر دارید یکی باشید)، یک چیز بسیار مهم است؛ باید به خاطر بسپارید.

شما به عنوان نویسنده، چیزی بیش از توانایی انتقال اطلاعات در مورد یک محصول، خدمات یا موضوع خاص نیاز دارید. گرچه داشتن مهارت‌هایی همچون نوشتن فنی به‌طور حتم سودمند است، اما یک کپی‌رایتر زمانی می‌تواند محتوایی موفقیت‌آمیز بنویسد که آن را به یک داستان به یاد ماندنی تبدیل نماید.

داستان‌پردازی هم زمانی آسان می‌شود که داستان‌های خودمان را بگوییم.

با اطمینان می‌توان گه که قصه‌گویی در بازاریابی به هیچ عنوان آسان نیست. زیرا شما باید آن را در قالب یک تجارت، معرفی خدمات یا توضیحات یک محصول درآورید که مخاطبان را درگیر کرده و در نهایت به یک سرمایه‌گذاری عاطفی منجر شود. اگر در انجام این کار موفق شوید، علاوه بر خلق داستانی ماندنی، فروشی چشمگیر را به همراه خواهید داشت. خوشبختانه امروزه راهکارها و راهنمایی هایی در این راستا وجود دارد، هرچند نمی‌تواند تمامی بخش‌های این علم و هنر را پوشش دهد اما می‌تواند در تبدیل شما به یک داستان‌نویس موفق، موثر واقع شود.

در ادامه این مقاله برخی از این راهکارها را معرفی خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

تاثیر قصه‌گویی در بازاریابی

راه‌های موفقیت برای قصه‌گویی در بازاریابی

همان‌طور که گفته شد امروزه عصر تکنولوژی و ارتباطات است و محال است که شما به چیزی احتیاج داشته باشید و نتوانید به آن دسته پیدا کنید. این مسئله در رابطه با قصه‌گویی در بازاریابی نیز صدق می‌کند. حال در نظر داریم برخی از این راهکارها را خدمت شما معرفی نمائیم. آن‌ها عبارتند از؛

* مخاطبان خود را بشناسید

اگر مخاطب خود را نشناسید، نباید انتظار داشته باشید که محتوای شما خوانده شود.

هر چند این مسئله کمی پیچیده‌تر از آن چیزی که هست به نظر می‌رسد. بگذارید یک سوال از شما بپرسم؛ مشتری شما مخاطب شماست یا مخاطب، مشتری شماست؟ این سوال کمی شما را به فکر فرو می‌برد و سردرگم می‌کند. حتی ممکن است از خود بپرسید: «مگر این دو مورد یکسان نیستند؟» پاسخ این است؛ نیازی نیست که هر دو یکسان باشند.

شما برای قصه‌گویی در بازاریابی باید در رابطه با کسب‌وکار، محصول و یا خدماتی که ارائه می‌دهید اطلاعات کاملی داشته باشید. همچنین باید اطمینان حاصل کنید؛ داستانی که می‌گویید مورد پسند مخاطب شماست و برای او جذابیت بالایی دارد. در این راه می‌توانید به سراغ بررسی و ارزیابی محتواهایی بروید که موردپسند مشتری بوده است. اگر هم مطمئن نیستید، بپرسید. شفاف‌سازی کنید تا محتوای شما رد نشود.

* برنامه‌ریزی کنید

اگر برای بازاریابی‌و نوشتن محتوا، به‌سراغ قصه‌گویی در بازاریابی رفته‌اید، آیا فکر کرده‌اید آخر داستان کجاست؟ نکته چیست؟

 اگر استراتژی برای گفتن داستان خود ندارید، محتوای شما نمی‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کرده و او را جذب کند.

زیرا هیچ پس‌زمینه‌ای را در خود جای نداده است.

داستان بدون طرح، مهم نیست چقدر خوب نوشته شود، زیرا تنها منجر به گمراه شدن مخاطب میشود.

 * بسازید

اگرهدف انتقال اطلاعات فنی به مشتریان بود، دیگر نیازی به حضور شما به عنوان یک کپی‌رایتر و یا قصه‌گویی در بازاریابی نبود. آن‌ها خودشان می‌توانند با کمی جستجو نسبت به این اطلاعات آگاهی کاملی بدست آورند.

تاکنون از خود پرسیده‌اید؛ آیا به همین دلیل است که صاحبان سرمایه و کسب‌وکارها به سراغ یک نویسنده متبحر در بازاریابی محتوا می‌روند؟

درواقع آن‌ها کاملا آگاه‌اند اگر چه داستانی برای گفتن به مشتریان و مخاطبان خود دارند اما بهره‌گیری از افراد ماهر می‌تواند بیانی رساتر و جذاب‌تر داشته باشد و مخاطبان بیشتر و جدیدتری را به سمت خدمات و محصولات آنان جذب کند.

بنابراین به عنوان یک کپی‌رایتر باید خلاق باشید و فکر کنید.

آیا از شما محتوایی طنز خواسته شده است؟ آیا می‌خواهند به مقایسه بپردازید؟ آیا باید به سراغ مراجع دیگر بروید؟

بهره‌گیری از این عناصر درنوشتار شما می‌تواند محتوایی جذاب را درمعرض دید مخاطب قرار دهد و آن‌ها را جذب نماید.

* ساده، ساده، ساده

سعی کنید اطلاعات پیچیده در محتوا قرار ندهید، به جزئیات بپردازید و مخاطبان را وادار کنید با شما همراه باشند.

درواقع این اتفاق نوعی درگیر کردن است. هیچگاه به سراغ آزمایش صبر و حوصله مخاطبان خود نروید زیرا آن‌ها در تلاشند تا بفهمند که شما به آنها چه می گویید.

کلام آخر

در این مقاله شما را با تکنیک‌های قصه‌گویی در بازاریابی آشنا کردیم.

حال میدانید که شناخت مخاطب، ساده‌نویسی، داشتن برنامه‌ریزی و ساخت محتوایی جذاب می‌تواند مخاطبان را به سمت شما هدایت کرده و در نتیجه منجر به فروش بیشتر شود. با توجه به توضیحاتی که در این محتوا خدمت شما ارائه دادیم، نکات دیگری هم وجود دارد که در قصه‌گویی باید به آن دقت داشته باشیم؟ آنها را به صورت کامنت با ما به اشتراک بگذاریم.